عبد المحمد آيتى
336
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
يافت . بعد از براق پسر او توا بر توالى چند سال سلطنت كرد و چون درگذشت از ميان فرزندان گنچك « 1 » گردن افراخت ولى هنوز سال به آخر نكشيده برافتاد و تاليغو پسر قداقاى پنجان « 2 » نبيرهء بورى پسر مواتوكان پسر جغاتاى اندك مدتى فرمان راند سپس شاهزادگان به فرمانروايى ايسنبوقا پسر توا رأى دادند . پس از او برادرش شاهزاده كبك خانيت يافت و اكنون كه سال 718 است برادرش شاهزاده ايلچكداى سمند كامرانى مىراند . اما شهزاده قيدو پسر غازى اغول نبيرهء اوكتاى قاآن كه عرصهء مملكتش قياليق و آن جوانب است تا سرحد ماوراء النهر ، چون درگذشت چيرقيدو كه او را از جملهء چهل پسر و نواده برتر دانستى بر سرير سلطنت نشست . عاقبت ياراى ماندنش نبود از تيمور قاآن امان خواست و شهزادگان توايى ممالك او تصرف كردند و اكنون نيز حال بدين منوال است . بدين مقدمات عقلى و نقلى و شرعى و عرفى صحت فال برهانى و قال قرآنى از قبل بنده وصاف الخصره واضح و روشن شد . علماى اعلام و سخنشناسان ايام مطالعهكنندگان تاريخ وصاف كه بىرعونت عنوان تواريخ جهان است دانند و بشناسند و ضمير آفتاب پرتو جهاندارى تصديق فرمايد و نوئينان و مخدوم جهانيان غياث الحق و الدين انصاف دهند و هم امرا و ايناقان و دستوران ديوان گواهى دهند كه شاهزاده در عنفوان شباب به مدت يك سال كم يا بيش سه فتح كرده است . اول شهزاده اورنگ « 3 » از راه دربند لشكر آورد و در كنار رودكور خيمهء اقامت افراشت [ 609 ] ولى در يك شب منهزم شد حتى بىآنكه جنگى رود . دوم لشكركشى قورميشى ايرينجين است كه دايى سلطان است او نيز در اين پيكار شكست خورد و لشكرش متفرق گرديد و سوم يسور و بيكتوت كه بدون حكم يرليغ به قشلاق مازندران آمدند و شهزاده كبك از آب آمويه گذشته آنان را پراكنده ساخت و امن و راحت بر سرزمين خراسان سايه افكند . باش تا شاخ عدل بر بدهد * كاين نخستين شكوفهء ثمر است صبر كن تا علم فرازد مهر * كاين تباشير صبح را اثر است اكنون بر سر تاريخ رويم .
--> ( 1 ) - چ : كنچل . ( 2 ) - چ : بيجان . ( 3 ) - چ : اوزبك .